شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
70
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
و آن را كه حس سامعه از استماع حق * محروم كردهاند جمادىست و غافلى انسانيت نه به اسم است و نه به جسم ، بل به استكمال فضايل نفس است و استعداد فطرت اصل و قبول سعادت ازل و ارادت غيب و حصول مكارم خلق . ] اقبل على النّفس و استكمل فضائلها * فانت بالنّفس لا بالجسم انسان * 21 طهمورث چون اين مقالات شنيد ؛ زمين خدمت و طاعت ببوسيد و به آواز نرم چنان كه شرمزدگان را عادت است گفت : اى خدايگان « 1 » اقاليم سبع و اى قهرمان * 1 / 21 ممالك آفاق ، رايت و راى تو تا افكندهاند از روى لطف * نور بر چرخ بلند و سايه بر دهر خراب روشنان سقف گردون فارغند از احتراق * ساكنان ربع مسكون ايمناند از اضطراب بنده از « 2 » عداد كدام نيك خدمتان است كه چندين نوازش و الطاف و پوزش و استعطاف درباره او مبذول دارند « 3 » و زياده از حد استحقاق و طور استعداد او را مشمول انواع عواطف و مغمور اصناف لطايف « 4 » گردانند . لمصنفه « 5 » : بودم چو ذرّه خاك ، « 6 » مهر منير گشتم * بودم چو قطرهء خرد ، « 7 » بحر غزير * 22 گشتم تا بر سرم فكندى از لطف خويش سايه * چون آفتاب تابان گردون مسير گشتم اگرنه خدايگان بندهنواز جانب صنيع ايادى و رضيع الطاف خود را به نظر احسان و حسن اشفاق و اكرام و يمن تربيت و مكارم اخلاق « 8 » ، ملاحظت فرمودى و از محض تاكيد و مواعظ و صفو تذكير و نصايح ، محرّكى چنان كه : تحرّك فى جيد الحبيب حمايل * 23 ، بر قلب و قالب او گماشتى ، كجا اميد داشتى كه در بلندى درجت و ارتقاى منزلت از اخوان صفا و خلّان وفا و اقران و اكفّا به امتياز اختصاص يابد . لمصنفه « 9 » :
--> ( 1 ) - ج : خداوند ( 2 ) - ب و ج : اعداد ( 3 ) - اساس : مخدوش است ، بهنظر مىرسد : فرمايند . ( 4 ) - ج + عواطف ( 5 ) - ب و ج : - لمصنفه ( 6 ) - ب و ج : خورد ( 7 ) - ب و ج : خورد ( 8 ) - ب و ج : خلق . ( 9 ) - ب و ج : - لمصنفه